چرا ترامپ به دنبال نفت است؟

خلاصه خبر
نفت در سیاست خارجی ایالات متحده هرگز صرفاً یک کالای اقتصادی نبوده است. از زمان دکترین کارتر در سال ۱۹۸۰ که حفاظت از جریان آزاد نفت خلیج فارس را یکی از منافع حیاتی آمریکا معرفی کرد، تا رقابت امروز واشنگتن با چین و روسیه، انرژی همواره بخشی از معادلات امنیت ملی آمریکا بوده است. دونالد ترامپ نیز در هر دو دوره ریاستجمهوری خود، با وجود تفاوتهایی نسبت به دولتهای پیشین، همین نگاه را دنبال کرد؛ با این تفاوت که نفت را آشکارا به ابزاری برای اعمال فشار، افزایش قدرت اقتصادی آمریکا و حفظ برتری ژئوپلیتیکی تبدیل کرد.
ترامپ از همان ابتدای ورود به کاخ سفید در سال ۲۰۱۷ ، سیاست سلطه انرژی آمریکا (Energy Dominance)را به عنوان یکی از محورهای اصلی دولت خود معرفی کرد. او معتقد بود ایالات متحده باید به بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان تبدیل شود تا نهتنها وابستگی انرژی خود را از بین ببرد، بلکه بتواند از انرژی به عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ سیاسی بر سایر کشورها استفاده کند. وی در سال ۲۰۱۷ اعلام کرد ما زیر پای خود بیش از هر کشور دیگری طلای مایع داریم این عبارت نشان میداد که از نگاه ترامپ، نفت تنها یک منبع درآمد نبود، بلکه سرمایهای راهبردی برای بازتعریف قدرت آمریکا محسوب میشد.
Drill,baby,drill
در همین راستا، شعار معروف «Drill, Baby, Drill» که ترامپ بار دیگر در کارزار انتخاباتی و سپس در دوره دوم ریاستجمهوری خود بر آن تأکید کرد، نماد سیاست افزایش حداکثری تولید نفت و گاز داخلی بود. او بارها وعده داد که با کاهش مقررات زیستمحیطی، توسعه حفاری در اراضی فدرال و تشویق سرمایهگذاری در صنعت نفت، آمریکا را به «ابرقدرت انرژی» تبدیل خواهد کرد.
اما سیاست نفتی ترامپ تنها به مرزهای آمریکا محدود نبود. او معتقد بود هر کشوری که منابع عظیم انرژی را در اختیار داشته باشد، میتواند بر اقتصاد و امنیت جهان تأثیر بگذارد؛ بنابراین کنترل، محدودسازی یا جهتدهی به صادرات نفت کشورهای رقیب نیز به بخشی از سیاست خارجی دولت او تبدیل شد.
ایران، هدف نهایی
یکی از مهمترین نمونهها، سیاست فشار حداکثری علیه ایران بود. ترامپ در اردیبهشت ۱۳۹۷ (۲۰۱۸) با خروج از برجام، تحریمهای نفتی ایران را دوباره برقرار کرد و هدف اعلامشده دولتش را کاهش شدید درآمدهای نفتی تهران عنوان کرد. وزارت خارجه آمریکا در همان دوره بارها اعلام کرد که هدف واشنگتن رساندن صادرات نفت ایران به کمترین سطح ممکن است. این سیاست نهتنها جنبه اقتصادی داشت، بلکه بخشی از راهبرد فشار برای تغییر رفتار منطقهای جمهوری اسلامی محسوب میشد.
در دوره دوم ریاستجمهوری نیز ترامپ بار دیگر مواضع تندی درباره نفت ایران اتخاذ کرد. او در یکی از پیامهای خود در شبکه اجتماعی Truth Social در سال ۲۰۲۶ مدعی شد که آمریکا میتواند کنترل جزیره خارک و دیگر زیرساختهای مهم نفت و گاز ایران را در اختیار بگیرد و از «کنترل کامل بازارهای نفت و گاز ایران» سخن گفت. این اظهارات واکنشهای گستردهای در سطح بینالمللی برانگیخت و نشان داد که نفت همچنان در مرکز نگاه ژئوپلیتیکی او قرار دارد. البته این سخنان بیشتر در قالب مواضع سیاسی و رسانهای مطرح شد و نباید آن را با تصمیم یا اقدام رسمی دولت آمریکا یکسان دانست.
مورد سوریه
شاید جنجالیترین جمله ترامپ درباره منابع انرژی، مربوط به سوریه باشد. پس از اعلام خروج نیروهای آمریکایی از بخشهایی از این کشور در سال ۲۰۱۹، او در پاسخ به انتقادها گفت: «ما نفت را نگه میداریم.» ترامپ حتی در ادامه تأکید کرد که آمریکا باید از میادین نفتی سوریه محافظت کند، زیرا این منابع میتوانند در آینده ارزش اقتصادی و راهبردی داشته باشند. این موضع با انتقاد برخی حقوقدانان و کارشناسان روابط بینالملل روبهرو شد، اما بهخوبی نشان داد که رئیسجمهور آمریکا منابع انرژی را بخشی از منافع مستقیم ملی میداند.
حسرت عراق
در عراق نیز ترامپ بارها اظهار کرد که آمریکا پس از سالها حضور نظامی «باید نفت عراق را میگرفت». او در سخنرانیهای مختلف بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ گفت: «ما باید نفت را برمیداشتیم». این جمله یکی از بحثبرانگیزترین اظهارات او درباره سیاست خارجی آمریکا بود و بارها از سوی منتقدان به عنوان نمونهای از نگاه اقتصادی و معاملهمحور ترامپ به جنگها و مداخلات خارجی مطرح شد.
حمله با مادورو
سیاست ترامپ در آمریکای لاتین نیز ارتباط مستقیمی با انرژی داشت. ونزوئلا که بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را در اختیار دارد، به یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی دولت او تبدیل شد. دولت ترامپ با اعمال تحریمهای گسترده علیه شرکت نفت دولتی ونزوئلا (PDVSA)، تلاش کرد منابع مالی دولت نیکلاس مادورو را محدود کند. در سال ۲۰۲۵ نیز دولت ترامپ تعرفههایی علیه کشورهایی که نفت ونزوئلا را خریداری میکردند وضع کرد و اعلام نمود که این اقدام برای مقابله با حکومت مادورو و حفاظت از منافع ملی آمریکا انجام میشود.
با این حال، موضوع تنها ایران یا ونزوئلا نبود. در اسناد راهبردی آمریکا، بهویژه راهبرد امنیت ملی ۲۰۱۷ (NationalSecurity Strategy)، رقابت قدرتهای بزرگ بهعنوان محور سیاست خارجی معرفی شد. در این سند، چین و روسیه رقبای اصلی ایالات متحده قلمداد شدهاند و امنیت انرژی یکی از مؤلفههای حفظ برتری آمریکا محسوب میشود. ترامپ نیز بارها تأکید کرد که وابستگی کشورهای مختلف به انرژی روسیه یا نفوذ اقتصادی چین در کشورهای نفتخیز، تهدیدی برای منافع آمریکا است.
سیاست دوگانه در خاورمیانه
در خاورمیانه نیز سیاست ترامپ بر حفظ روابط راهبردی با عربستان سعودی، حمایت از امنیت صادرات نفت در خلیج فارس و مقابله با تهدیدهای احتمالی علیه تنگه هرمز استوار بود. از نگاه او، هرگونه اختلال در عرضه جهانی نفت میتوانست اقتصاد آمریکا و متحدانش را تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین حضور نظامی و دیپلماتیک واشنگتن در منطقه، علاوه بر ملاحظات امنیتی، با ملاحظات انرژی نیز پیوند خورده بود.
سبک مدیریت ترامپ در حوزه نفت نیز تفاوت محسوسی با بسیاری از رؤسای جمهور پیشین داشت. او کمتر به ادبیات سنتی دیپلماسی پایبند بود و ترجیح میداد از طریق سخنرانیهای انتخاباتی، نشستهای خبری و بهویژه پیامهای خود در شبکههای اجتماعی، مواضعش را اعلام کند. بسیاری از این اظهارات با ادبیاتی تند و گاه اغراقآمیز همراه بود؛ با این حال، همین مواضع بر بازارهای جهانی انرژی، قیمت نفت و انتظارات سرمایهگذاران اثر میگذاشت.
از منظر اقتصادی نیز ترامپ باور داشت که افزایش تولید نفت داخلی آمریکا، علاوه بر ایجاد اشتغال، ابزار چانهزنی واشنگتن در برابر اوپک، روسیه و سایر صادرکنندگان بزرگ انرژی را تقویت میکند. به همین دلیل، کاهش محدودیتهای حفاری، حمایت از صنعت شیل و مخالفت با برخی مقررات زیستمحیطی، بخش جداییناپذیر سیاست انرژی او بود.
چرا نفت
بررسی سیاست خارجی دونالد ترامپ نشان میدهد که نفت در نگاه او صرفاً یک منبع انرژی یا کالای تجاری نیست؛ بلکه ابزاری برای اعمال قدرت، رقابت ژئوپلیتیکی و افزایش نفوذ جهانی آمریکا است. از شعار «سلطه انرژی آمریکا» و حمایت از افزایش تولید داخلی گرفته تا فشار بر صادرات نفت ایران، تحریم ونزوئلا، اظهارات جنجالی درباره نفت سوریه و مواضع اخیر درباره زیرساختهای نفتی ایران، همگی بیانگر آن است که انرژی در اندیشه ترامپ جایگاهی فراتر از اقتصاد دارد. با این حال، برای تحلیل دقیق این سیاست باید میان شعارهای سیاسی، پستهای شبکههای اجتماعی و اقدامات عملی دولت تفاوت قائل شد. آنچه مسلم است این است که در جهان پررقابت امروز، ترامپ نفت را نه فقط سوخت اقتصاد، بلکه سوخت قدرت میداند؛ ابزاری که میتواند مسیر رقابت آمریکا با چین، روسیه و دیگر بازیگران جهانی را شکل دهد و همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای سیاست خارجی واشنگتن باقی بماند.




























کامنت ها