خبر داغ
تحلیل و گزارش ویژه
هرمز، قیمتساز خاموش نفت جهان؛ وقتی یک آبراه از اوپک قدرتمندتر میشود

خلاصه خبر
دههها بود که بازار نفت تنها با یک اشاره اوپک به لرزه میافتاد؛ کاهش تولید قیمتها را به آسمان میبُرد و افزایش عرضه، کام بازار را شیرین میکرد. اما حالا نبض طلای سیاه در دستان تنگهای باریک میتپد که فاصله ساحل ایران تا عمان در آن به ۳۳ کیلومتر هم نمیرسد. تنگه هرمز، این گلوگاه استراتژیک انرژی جهان، به بازیگر اصلی قیمتگذاری نفت تبدیل شده است و نشان میدهد دیگر «چند بشکه» تولید میشود مهم نیست، مهم این است که «آن بشکهها چگونه و با چه ریسکی» به مقصد میرسند.
به گزارش دکل پرس، برای دههها، بازار جهانی نفت بر اساس منطق عرضه و تقاضایی حرکت میکرد که کلید تنظیم آن در اختیار کشورهای تولیدکننده بود. اوپک تصمیم میگرفت و بازار واکنش نشان میداد؛ این رابطه علت و معلولی ساده، نبض اقتصاد جهان را در دست داشت. اما اکنون یک دگرگونی بنیادین در حال وقوع است. نفت دیگر کالایی نیست که قیمتش را صرفاً تعداد بشکههای استخراجشده تعیین کند، بلکه «مسیر رسیدن» آن بشکهها به دست مصرفکننده، به متغیری تعیینکننده و گاه قدرتمندتر از خود تولید بدل شده است. در مرکز این تغییر پارادایم، تنگه هرمز قرار دارد.
تنگه هرمز روزانه شاهراه عبور حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی است؛ یعنی نزدیک به ۲۱ درصد از مصرف جهانی سوختهای مایع و بیش از یکچهارم تجارت دریایی نفت. بخش عمده صادرات بزرگترین تولیدکنندگان اوپک یعنی عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی و البته ایران، از این دالان باریک میگذرد. هیچ مسیر جایگزین اقتصادی و عملیاتی برای این حجم عظیم وجود ندارد. خطوط لوله زمینی موجود، تنها کسری از این ظرفیت را پوشش میدهند و ساخت خطوط جدید سالها زمان و میلیاردها دلار سرمایه میطلبد. این یعنی جهان، گروگان یک تنگه ۳۳ کیلومتری است.
در گذشته، تحلیلگران بازار نفت «ریسک ژئوپلیتیک» را صرفاً به عنوان یک عامل موقتی در کنار معادلات عرضه و تقاضا در نظر میگرفتند؛ عاملی که نهایتاً چند دلار به قیمت نفت اضافه میکرد و سپس محو میشد. اما رویدادهای یک دهه اخیر، از افزایش تنشها در خلیج فارس، حملات به نفتکشها در سال ۲۰۱۹، توقیف کشتیها و تهدیدهای مکرر درباره بستن تنگه، این ریسک را از یک احتمال حاشیهای به یک واقعیت قیمتساز دائمی تبدیل کرده است. حالا دیگر «صرفۀ ریسک هرمز» به بخشی جداییناپذیر از قیمت هر بشکه نفت بدل شده است.
این صرفۀ ریسک خود را به شکلهای ملموسی نشان میدهد. هزینه بیمه نفتکشها برای عبور از خلیج فارس و دریای عمان در مقاطعی جهشهای چندصد درصدی داشته است. نرخ کرایۀ کشتیها برای محمولههای منطقه متلاطم میشود و مالکان ناوگان با احتیاط بیشتری کشتیهای خود را به این آبها میفرستند. شکلگیری ناوگان «سایه» و روشن و خاموش کردن سیستمهای ردیابی، که برای دور زدن تحریمها رواج یافته، خود به عاملی برای افزایش ریسک تصادم و آلودگی در آبراهی به این شلوغی تبدیل شده و بر پیچیدگی تردد ایمن افزوده است. مجموع این عوامل یعنی حتی اگر حتی یک گلوله هم شلیک نشود، «ترس از اختلال» در تنگه هرمز، قیمت نفت را در بازارهای جهانی تحت تأثیر قرار میدهد.
جالب اینجاست که این واقعیت جدید، معادلات قدرت در بازار نفت را نیز دگرگون کرده است. روزگاری عربستان سعودی، به عنوان بزرگترین صادرکننده و قلب تپندۀ اوپک، تنظیمکنندۀ اصلی بازار به شمار میرفت. امروز، ایران با در اختیار داشتن موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز، به نوعی قدرت قیمتگذاری غیرمستقیم دست یافته که فراتر از سهم تولید یا صادرات فعلیاش است. تهدید به ناامنسازی این آبراه، خواه بالفعل و خواه بالقوه، کافی است تا بازار را ملتهب کند و این التهابات، جلسات و تصمیمات اوپک را تحتالشعاع قرار دهد. به بیان دیگر، در بازار امروز، یک قایق تندرو در تنگه هرمز میتواند تأثیر بیشتری از بیانیۀ پایانی نشست اوپک بر قیمتها داشته باشد.
این تغییر بزرگ، پیامدهای راهبردی عمیقی دارد. نخست اینکه امنیت انرژی جهان از «منابع» به «مسیرها» منتقل شده است. دیگر کافی نیست بدانیم چقدر نفت در اعماق زمین وجود دارد یا پالایشگاهها چه ظرفیتی دارند، بلکه باید پرسید آیا این نفت میتواند بدون مانع از گلوگاههایی چون هرمز، بابالمندب یا کانال سوئز عبور کند. دوم، آسیبپذیری اقتصاد جهانی در برابر یک شوک عرضه ناگهانی، بسیار بیشتر از گذشته شده است. برآوردها نشان میدهد بسته شدن کامل تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را در عرض چند هفته به ارقامی فراتر از ۱۵۰ دلار در هر بشکه برساند و اقتصاد جهانی را وارد رکودی عمیق کند. چنین سناریویی، هرچند با وقوع کامل فاصله دارد، اما صرف احتمال آن، یک «مالیات ریسک» دائمی بر قیمت نفت تحمیل کرده است.
در نهایت، گزارشهای تحلیلی «دکل پرس» نشان میدهد که
بازار نفت وارد عصر جدیدی شده است؛ عصری که در آن وزن ژئواکونومیک یک آبراه، از دیپلماسی تولید اوپک سنگینتر شده است. تنگه هرمز دیگر فقط یک نقطه بر روی نقشه نیست، بلکه قلب تپنده بازار نفت است که هر تپش نامنظم آن، نبض قیمتها را در سراسر جهان به تلاطم میاندازد. سرمایهگذاران، معاملهگران و سیاستگذاران باید بپذیرند که پاسخ این سوال که «نفت فردا چند خواهد بود؟»، دیگر نه در دبیرخانه اوپک در وین، که در آبهای نیلگون خلیج فارس و در پهنای ۳۳ کیلومتری تنگه هرمز نوشته میشود.




























کامنت ها